دختر مثل ماه ما

1

زیارت و ....

یه شب سرد پاییزی من و آیلین جون و بابا رضا و مامان بزرگ که از نیشابور اومده بودن رفتیم زیارت آقا امام رضا      تا دلت خواست این طرف و اون طرف رفتی و ما رو دنبال خودت کشون دی   نمیدونم علاقه پیدا کردی خودت تنهایی بری پشت میز ناهار خوری بشینی ناگفته نماند چند بارم افتادی ها این جا هم سطل اسباب بازی هاتو خالی کردی و قشنگ رفتی نشستی توش درم نمیای   میگن فلفل نبین چه ریزه     بشکن ببین چه تیزه قضیه شماس آویزون میزی دیگه این روزا کلا ...
27 آبان 1392

خزان آیلین جان

وقتی خوابی دلم واست تنگ میشه وقتی بیداری با خودم همش میگم کی میخوابی این چه وضعیه خودمم موندم توش آیلین خونه مامانی مشغول بازی وقتی آیلین خودش می خواد غذا بخوره آخ حرصمو در میاره آخ آخ آخ این جام مخفی گاهته هر وقت پیدات نیست اینجایی نمیدونم چه جذابیتی داره واست؟؟؟؟   دوست دارم قندو نباتم پروردگارا آلودگی های آدم ها از حدگذشته دنیا را چند روز تعطیل نمیکنی ...
27 آبان 1392

آیلین و جدیدترین عکس های پاییزی

سلام بهار زندگیم ا ون قدر شلوغی که اصلا وقت نمیکنم بیام و واست بنویسم                                خیلی دلم میخواد مثل بقیه مامانا منم از شیرین کاریهات و خاطراتت توی پستام بنویسم ولی شما اجازه نمیدی فقط وقتایی که خوابی میتونم بیامو عکساتو بزارم و حرفامو واست توی دفتر بنویسم و برات نگه دارم   
25 آبان 1392

قدیمی

گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تازمانی که به یک خاطره تبدیل نشود نمیفهمیم.... و چه قدر دردناک است این جمله...                                                یادش به خیر     این عکسا قدیمین اولیش ماه رمضون که خاله مریم مهمونمون بودن  مهدی سروش و آیلین       یادش بخی ر اینجا شهریور سروش و آیلین        اینم اردیبهشت شما هنوز روروک سوار بودی       دلم واسه تموم روزای گذشته تنگه فدات شم ...
19 آبان 1392

باز این چه شورش است

سلام دخملی من وقت ندارم یعنی شما نمیزاری بیام پای سیستم بشینم فقط اومدم بگم محرم هم اومد با دلی آکنده از اندوه حسینی این ماهو به همه بچه ها تسلیت میگم و از همه التماس دعا دارم یا حسین تشنه لب ادرکنی ...
15 آبان 1392

عیده و وقت شادی

سلا م به روی ماه دختر ماه نشونم   عیدت مبارک   هم عید قربان هم عید غدیر   این پست و نوشتم که هم عیدارو بهت تبریک بگم هم از طرف خودم و شما و بابایی ازدواج عمه رو بهش تبریک بگیم  عمه جون خوشبخت و سعادتمند بشی ازدواجت مبارک   بارالها آرامش عزیزانم ارزوی من است در این روزهای شادی و سرور دستانم به دامن پر مهرت گره خورده رو سپیدمان گردان آمین  ...
3 آبان 1392
1